فروشگاه وارش اسپرت
گیلان مشعل
جنگل سافت
داماش فقط يک تيم نيست؛بلکه هويت و غرور گيلان است

داماش فقط يک تيم نيست؛بلکه هويت و غرور گيلان است

 

وارش اسپرت - تارنمای هواداران داماش گیلان

 

دلمان پر شده از گلايه!

از کجا شروع کنيم؟از کدام درد بزرگ؟از بخت بد رشتيا بگوييم يا از کم لطفي به گيلاني ها؟

از قهرمانان گيلان بگوييم که در کشور يکه تازند يا از وضع اسف بار اماکن ورزشي که به لطف مسئولينمان(!)آخريم؟

از شهري بگوييم که تمام شور و شوق جوانانش فوتبال شده يا از بخت بد مردمش در فوتبال؟

از هواداراني بگوييم که تازه رنگ روزهاي خوب را ديدند يا از منحل شدن استقلال رشت و پگاه يا شايد هم ...؟

از هواداراني بگوييم که با چنگ و دندان در صعود اين تيم به ليگ برتر سنگ تمام گذاشتند يا از سوت هاي انحرافي داوران در ليگ برتر؟

از عشق مشترک کوچه بازارهاي گيلان بگوييم يا از این فوتبال کثيف ؟

از تيمي بگوييم که خيلي زود هزاران سينه چاک پيدا کرد يا از کساني که نميخواهند موفقيت اين تيم را ببينند؟

از نادر دست نشان بگويم يا از ابراهيم قاسمپور که تا رنگ خوشي را ديديم از دستشان داديم يا از فيروز کريمي؟

 


واقعا در اين سرزمين چه خبر است؟عجب طوفاني به پا هست الحق و الانصاف ابرهاي طوفاني بهترين لقب است.

چرا کسي نمي خواهد موفقيت اين شهر را ببيند؟

چرا در اين شهر و استان بعضا خبرنگاراني را داريم که بويي از تعصب و حتي منطق نبرده اند؟

 

بگذاريد از دردی بزرگتر بگوييم : از جام حذفي 87 از همان پگاهي که افسانه اش براي خيلي ها بلاي جان بود و يا از دو جام حذفي ديگر پس از اين سال در سال هاي 89 و امسال که با ناداوري از جام کنار زده شديم...

اگر تعصب شهري مان را کنار بگذاريم و يک مقدار به اتفاقات امسال فکر کنيم به نکاتي جالب مي رسيم:

با محدود کردن بودجه ملوان،اين تيم را فلج کردند و نسخه ي اين نماينده گيلان را همان اول فصل پيچيدند!

 اما داماش تيمي خصوصي بود؛بنابراين نمي توانستند از اين راه وارد شوند.چند هفته گذشت و بحث اختلاس به ميان آمد و پاي ديگر تيم محبوب گيلان هم به اجبار اسير اين جريان شد.هفته ها گذشت،هفته هايي که با همت مهندس عابديني در باشگاه،آب از آب تکان نخورد.

عابديني تمام تلاشش را کرد تا مشکلات را حل کند ولي به هر دري که زد آنرا به رويش بستند بلاجبار رسانه ايش کرد و مهندس هم از قلب پرش گفت.آنجا بود که هواداران با غيرت رشتي فرياد اعتراض سر دادند و در روز بازي با شاهين استاديوم عضدي شاهد شعارهايي بود که اوج گلايه رشتي ها از بي تحرکي مسئولانش حکايت مي کرد.

  

اما اوج گلايه رشتي ها اين است :

در اين روزگار که افراد زيادي از ورزش نان ميخورند،چرا به باشگاه داماش از يک ديد اقتصادي نگاه نميکنيد؟

مگر کارکنان،تدارکات،بازيکنان و ... باشگاه داماش گيلان،از اين باشگاه هزينه هاي زندگي خود را تامين نميکنند؟پس چرا همان طور که مطالبات کارگران شرکت هاي زيرمجموعه اميرمنصور آريا را پرداخت ميکنيد،براي اين تيم محبوب گيلان فيلتر ميگذاريد؟ تيمي که ديگر در گيلان فقط يک تيم نيست بلکه هويت و غرور مردم اين خطه است.

فقط اميدواريم اين فيلترها براي ضربه زدن به اين تيم محبوب گيلان زمين نباشد،چون مطمئنا تيمي که شرايط آرماني دارد و با نتايجش باعث شادي يک خطه مي شود،منحل کردنش خيلي دشوارتر از تيمي است که شرايط خوبي ندارد.

خواسته ما اين است که براي از بين بردن برند داماش،عشق و غرور مردم گيلان را زير پا نگذاريد.

 

اين هفته خاطرات تلخي برايمان زنده ميشود،جام حذفي 87،همان فينالي که حق يک تيم شهرستاني خورده شد تا يک تيم تهراني سهميه آسيايي بگيرد.چون گويا ما گيلاني ها اصلا حق آسيايي شدن نداريم( تا حدي که با نگاهي گذرا به بازي پارسال داماش و پرسپوليس و مسابقه امسال داماش و شاهين، رد پاي تباني و فوتبال کثيف به چشم ميخورد. )

 

اين هفته همان تيمي مي آيد که در يک سال سه بار در مقابل رشتي ها به زانو در آمد،همان تيمي که با چهار گلي که از تيم رشتي دريافت کرد در مقابل ديدگان هوادارانش تحقير شد.

بازهم مي آييم ولي اين بار پرشورتر مي آييم، مي آييم تا با فريادي بلند بگوييم که حقمان را از ليگ برتر مي گيريم و مي آييم تا حقمان را از اين فوتبال بگيريم!

 

مي آييم و طوفاني هم مي آييم تا ابرهاي طوفاني را با شدت آماده وارش کنيم!

مي آييم و با اقتدار ميگوييم که براي يک رشتي باتعصب ، قرمز و آبي معني ندارد.

مي آييم و شعار داماش سر ميدهيم و ميگوييم که عابديني در قلب رشتي هاست.

مي آييم و از غرور گيلان مي گوييم و مي گوييم که تا پاي جان به پاي تيممان ايستاده ايم!

بارها نشان داده ايم که اگر از آسمان اين شهر سنگ هم ببارد باز هم مي آييم،چون فرزند شهرباران هستيم،شهري که چشم و اميدش به داماش هست.

 

داماشي که مديرعامل و بازيکنانش بعد از خدا چشم به هوادارانش دارد و اين ما هواداران هستيم که بايد صداي باشگاه رو به گوش مسئولين برسانيم!

اکنون وقت توست،چه روزي از اين روز بهتر؟همه چيز دست در دست داده تا باز هم تعصبت را به شهر و تيمت نشان دهي.
همان تيمي که حال فقط مختص يک شهر نيست بلکه از غربي ترين و شرقي ترين نقاط استان هم براي حمايتش به شهرت مي آيند،اين داماش گيلان است،هويت و غرور گيله مردان.

 

بله،داماشي که چشم اميد شاليکاران ، چايکاران ، صيادان و جوانان اين ديار شده است،مي آييم که طوفاني به راه بيندازيم تا درياي کاسپين هم با عظمتش چنين طوفان باعظمتي نديده باشد.مي آييم و به مانند قله درفک، استوار و پايدار از داماشمان حمايت ميکنيم.

 

جمله آخر را بزرگ مي نويسيم تا شايد ديده شود:

 

"داماش فقط يک تيم نيست؛بلکه هويت و غرور گيلان است"

 

برای ارسال دیدگاه وارد شوید.